.

" روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره من باز هم می شود صفر، هنوز

 نبودنت را یاد نگرفته ام..."

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من خودم

درسکوت رازی است که در هیاهوی گفتن گم می شود هیاهوهای ما را دریاب شاید به درد سکوتت بخورد.

کندو

متن بی نوشته دیدن هیچ چیز زیباست وقتی خودت برای خودت می خوانیش ....... من دوباره از خودم فرار کردم و به بلاگ خودم و دوستام سر زدم وقتی دیدم نفست قلمت بلنده و صداش میاد خوشحال شدم

کندو

متن بی نوشته دیدن هیچ چیز زیباست وقتی خودت برای خودت می خوانیش ....... من دوباره از خودم فرار کردم و به بلاگ خودم و دوستام سر زدم وقتی دیدم نفست قلمت بلنده و صداش میاد خوشحال شدم

من خودم

با شعری در مورد روز معلم به روزم ... همیشه گوش تو باشد و اذان معلم...

انسانم آرزوست

در کدامین لحظه دفن شد کودکی ام که هنوز مجهول است مزارش... من همان روزها را دوباره میخواهم کاش تو را بازگشتی بود و مرا جراتی به جبران... افسوس رفتی و تمام خاطراتم را به زیر خاک سرد بردی افسوس...

عماد

سلام باز هم ما به وبلاگ شما سر زديم شك نكن ...[نیشخند]

elena

و همواره چنین بوده است که عشق ژرفای خویش را تا دم فراق درنیابد....

elena

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد...هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید...و در نهایت،هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید...هر کابوس را پایانی است!!!

emo giRl

زن سینه‌های برجسته نیست موی مش کرده ابروی برداشته لبانِ قرمز نیست زن لباسِ سفید ... شب با شکوه عروسی بوی خوشِ قرمه سبزی هوسِ شب‌های جمعه قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست زن خون ریزی کمر دردِ ماهانه پوکی استخوان یک زنِ پا بماه حال تهوع استفراغ درد‌های زایمان مادر بچه‌ها نیست زن عصایِ روز‌های پیری پرستار ، وقتِ مریضی رفیقِ پای منقل مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست زن وجود دارد روح دارد قدرت جسارت پا به پای یک مرد ، زور دارد عشق اشک نیاز محبت یک دنیا آرزو دارد زن ... همیشه ... همه جا ... حضور دارد و اگر تمام اینها یادت رفت تنها یک چیز را به خاطر داشته باش که هنوز هیچ مردی پیدا نشده که بخواهد در ایران جایِ یک زن باشد

emo giRl

زن سینه‌های برجسته نیست موی مش کرده ابروی برداشته لبانِ قرمز نیست زن لباسِ سفید ... شب با شکوه عروسی بوی خوشِ قرمه سبزی هوسِ شب‌های جمعه قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست زن خون ریزی کمر دردِ ماهانه پوکی استخوان یک زنِ پا بماه حال تهوع استفراغ درد‌های زایمان مادر بچه‌ها نیست زن عصایِ روز‌های پیری پرستار ، وقتِ مریضی رفیقِ پای منقل مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست زن وجود دارد روح دارد قدرت جسارت پا به پای یک مرد ، زور دارد عشق اشک نیاز محبت یک دنیا آرزو دارد زن ... همیشه ... همه جا ... حضور دارد و اگر تمام اینها یادت رفت تنها یک چیز را به خاطر داشته باش که هنوز هیچ مردی پیدا نشده که بخواهد در ایران جایِ یک زن باشد